چه مواردی در داشتن انگیزه در مدیریت اهمیت پیدا کرده اند؟
کاهش گردش کار و غیبت از کار:
انگیزه منجر به رضایت شغلی کارگران می شود. کارمندان در برنامه کاری خود وقت شناس و منظم هستند ، مشروط بر اینکه رضایت شغلی کسب کنند. کارمندان با انگیزه بالا نسبت به سازمان وفادار و متعهد هستند. آنها صادق هستند و ترجیح می دهند مدت طولانی تری در کار بمانند. در نتیجه ، غیبت و گردش مالی نیروی کار کم است.
7. تحقق اهداف سازمانی:
انگیزه در شکل گیری رفتار کاری کارمندان کمک می کند. انرژی کارمندان را برای دستیابی به اهداف سازمانی کانال می کند. کارمندان با انگیزه بالا
برای جستجوی اهداف سازمانی متعهدتر و مشترک ترند. انگیزه با تأمین نیازهای فردی از طریق سیستم رضایت بخش پاداش ، دستیابی به اهداف سازمانی را تضمین می کند.
8. معرفی تغییرات در سازمان:
انگیزه به مدیریت در ایجاد تغییرات در سازمان کمک می کند. به طور معمول ، کارمندان از ترس تأثیر منفی بر اشتغال خود در برابر تغییرات مقاومت می کنند. وقتی فرصتهای مختلف توسعه به کارمندان داده می شود ، آنها می توانند به راحتی با شرایط جدید سازگار شوند. کارمندان با انگیزه از کلیه تغییراتی که به نفع سازمان است پشتیبانی می کنند.
اهمیت انگیزه - برای کارمندان یک سازمان
1. بهترین و استفاده بهینه از منابع:
همه منابع توسط منابع انسانی فعال می شوند و اگر نیروی انسانی انگیزه داشته باشد فقط آنها از همه منابع به بهترین شکل استفاده می کنند. نیروی انسانی باید انگیزه داشته باشد تا برنامه ها ، سیاست ها و برنامه هایی را كه سازمان با استفاده از سایر منابع در جهت تلاش خود برای دستیابی به اهداف سازمانی تعیین می كند ، انجام دهد.
2. حداکثر سهم:
اگر کارمندان انگیزه درستی داشته باشند ، آماده کمک حداکثری به سازمان هستند. انگیزه پل ارتباطی بین “توانایی کار” و “تمایل به کار” است.
3. کاهش هزینه:
در واقع کارمندان با انگیزه بیشترین هشیاری را دارند و همیشه سعی دارند ضایعات ، تلفات ، خسارات ، سرقت و غیره را به حداقل برسانند که در نهایت منجر به کاهش کلی هزینه عملیاتی می شود.
4. افزایش سطح کارایی / بهره وری:
هرچه انگیزه کارمندان فراهم شود ، سطح کارایی آنها افزایش می یابد. چنین کارکنانی بهره وری بالا و کار با کیفیت بهتری را ارائه می دهند. آنها با مسئولیت پذیری کار می کنند و تلاش سخت سازمان خود را می کنند. به همین دلیل ، بهره وری کلی کارمندان افزایش می یابد.
5. نگرش تعاونی:
انگیزه زمینه ای برای گرفتن همکاری از همه کارمندان است. اگر انگیزه کافی به کارمندان داده شود ، آنها آماده همکاری با سازمان در همه زمان ها هستند.
6. اثربخشی سازمانی:
کارمندان با انگیزه صادقانه ، صادقانه و با مسئولیت پذیری کار می کنند. آنها نظم خوبی دارند. آنها دکوراسیون و نجابت را حفظ می کنند. همه اینها به کارآیی و کارآیی سازمان کمک می کند. انگیزه ابزار قدرتمندی برای دستیابی به اثربخشی سازمانی در دست مدیریت است.
7. فعال ، استعداد ، توانایی ها و ظرفیت های کارکنان:
استعدادهای پنهان ، توانایی ها ، ظرفیت و همچنین خلاقیت در بین کارکنان می تواند از طریق انگیزه فعال شود ، که می تواند برای اهداف سازمانی استفاده شود. انگیزه باعث بهبود مهارت و دانش کارکنان نیز می شود.
8. دستیابی به موقع به هدف:
در صورت ایجاد انگیزه مناسب در کارکنان ، اهداف سازمانی به موقع محقق می شوند. در حقیقت اهداف فقط توسط کارمندان حاصل می شود.
9. پذیرش و سازگاری در تغییر:
تغییر قانون طبیعت است. تعدادی از تغییرات در سازمان تجارت و اطراف آن و در زمینه های مختلف رخ می دهد. اگر کارمندان انگیزه کافی و مثری داشته باشند ، آماده پذیرش کلیه تغییرات با توجه به نیازهای سازمان هستند.
10. سازمان پویا:
اگر کارکنان انگیزه مناسبی داشته باشند به طور خودکار سازمان را پویا نگه می دارند.
11. مشکلات کار را کاهش می دهد و روابط انسانی بهتر را بهبود می بخشد:
به دلیل وجود کارمندان با انگیزه ، مشکلات کار به میزان بیشتری کاهش می یابد. در بعضی مواقع اصلاً بوجود نمی آیند. با روابط انسانی بهتر می توان بین مدیریت و کارمندان توسعه یافت. احتمال بروز اختلافات و درگیری ها نیز برطرف می شود.
12. رضایت شغلی و روحیه بالا در بین کارکنان:
انگیزه منجر به رضایت شغلی و روحیه بالا در بین کارکنان می شود. روحیه تیمی ، همکاری ، اشتیاق به کار ، اشتیاق بیشتر ، نگرش مثبت و غیره به دلیل رضایت شغلی و روحیه بالا در بین کارکنان منعکس می شود.
13. تصویر بهتر و صوتی را بهبود می بخشد:
اگر انگیزه کارمندان در سازمان باشد ، تصویر خوبی از چنین سازمانی در ذهن مردم ایجاد می شود و در نهایت سازمان مورد توجه قرار می گیرد. چنین سازمانی از وضعیت ، شهرت ، حسن نیت ، اعتبار اعتباری در بازار برخوردار است و قادر به جذب پرسنل واجد شرایط ، آموزش دیده ، باتجربه ، ماهر و با کفایت تر است.