چرا انگیزه ذاتی بسیار قدرتمند است (و چگونه می توان آن را یافت) | سری سوم
اما مسئله اینجاست: برای اقدام لازم نیست “احساس آن را” کنید.
گاهی اوقات ، این اتفاق می افتد که ممکن است شما در ابتدا نخواهید کاری انجام دهید ، اما وقتی شروع می کنید ، وارد جریان می شوید و انگیزه ذاتی خود را پیدا می کنید.
به عنوان مثال ، بعد از یک روز طولانی کار ، دیگر دوست ندارید به باشگاه بروید. به جای اینکه ساعتها “در و ضد” آن در سر خود بحث کنید ، فقط بروید. به خود بگویید که بعداً به آن فکر خواهید کرد. وقتی در سالن بدنسازی و در محاصره روح های مشابه قرار گرفتید ، ناگهان هزینه آن خسته یا بی روح را نخواهید داد.
راه دیگر برای غلبه بر تعلل ایجاد روال و پیروی از آنها است. به محض اینکه این عادت ایجاد شود ، ناگهان ساعت 6 صبح برای کار از خواب برخاستن یا هر روز یک ساعت نوشتن چندان ترسناک نخواهد بود.
5. تعیین سرنوشت یا مدل اتومبیل (همانطور که من آن را صدا می کنم)
نظریه تعیین سرنوشت توسط دو استاد روانشناسی از دانشگاه روچستر در اواسط دهه 80 ایجاد شد - ریچارد رایان و ادوارد دسی [13]. این نظریه یکی از مشهورترین نظریه ها در زمینه انگیزش است [14]. این موضوع بر روی محرکهای مختلف رفتار ما متمرکز است - یعنی. محرک های ذاتی و خارجی.
در ادامه این نظریه سه نیاز اصلی وجود دارد که می تواند به ما در تأمین نیاز خود برای رشد کمک کند. اینها همچنین مواردی است که پروفسور. اعتقاد بر این است که دسی و رایان اصلی ترین راه های تقویت انگیزه ذاتی ما - صلاحیت ، خودمختاری و وابستگی (CAR) هستند.
اگر مشاغل ما به ما امکان یادگیری و رشد را بدهند ، و اگر استقلال کافی برای انجام کارها و راه های خلاقانه خود را داشته باشیم ، در نتیجه ما بیشتر تلاش می کنیم تا بهترین عملکرد خود را ارائه دهیم و عملکرد ما اوج می گیرد. بعلاوه ، از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است ، باید احساس ارتباط و احترام با دیگران نیز داشته باشیم.
همه این منابع انگیزه ذاتی ، به طور جداگانه و به صورت ترکیبی ، می توانند محرک های قدرتمندی برای رشد و نمو ما شوند ، حتی وقتی احساس می کنیم بی انگیزه و بی انگیزه هستیم.
6. روی Into a Deeper Reason ضربه بزنید
برخی از تحقیقات جالب انجام شده در سال 2016 به دنبال پاسخ به چگونگی کارکنان با عملکرد بالا هستند که شرکت آنها قادر به ایجاد انگیزه در آنها نیست یا ذاتی نیستند [15].
این مطالعه کارگران یک کارخانه مکزیکی را ردیابی کرد ، جایی که آنها هر روز دقیقاً همان کارها را انجام می دادند ، در واقع هیچ شانس برای یادگیری مهارت های جدید ، پیشرفت حرفه ای یا ارتقا ندارند. بدون در نظر گرفتن عملکرد ، به همه یکسان پرداخت شد. بنابراین به غیر از حفظ شغل ، هیچ انگیزه خارجی وجود ندارد.
سپس نوع سوم انگیزه کشف شد که دانشمندان آن را “انگیزه خانوادگی” نامیدند. کارگرانی که بیشتر با اظهاراتی مانند “من به حمایت از خانواده ام اهمیت می دهم” یا “انجام کار خیر برای خانواده ام مهم است” موافق بودند ، انرژی بیشتری داشتند و عملکرد بهتری داشتند ، اگرچه انگیزه خارجی و داخلی دیگری برای این کار نداشتند همینطور
نکته قابل توجه در مورد این نوع رانندگان مستقل بودن از شرکتی است که در آن کار می کند یا شرایط موجود است. این به کاری حتی عمیق تر می رسد - اگر نمی خواهید کاری به خاطر خود انجام دهید ، پس آن را برای افرادی که به آنها اهمیت می دهید انجام دهید.
و این انگیزه ای قدرتمند است ، زیرا احتمالاً بسیاری می توانند این موضوع را تأیید کنند.
افکار نهایی
فردریک هرتزبرگ ، روانشناس آمریکایی که شاید معروف ترین نظریه انگیزه را در مقاله مشهور خود از 1968 (که با فروش متوسط 1.2 میلیون چاپ مجدد و بیشترین درخواست مقاله از هاروارد بازبینی تجاری یک بار دیگر ، چگونه شما ایجاد انگیزه در کارمندان