هر آنچه باید در رابطه با انگیزه در مدیریت بدانید | سری چهارم
روابط صنعتی بهتر:
یک سیستم انگیزشی خوب باعث ایجاد رضایت شغلی در کارمندان می شود. اشتغال شرایط بهتر خدمات و مشوق های مختلف را فراهم می کند. جو اطمینان در بین کارفرمایان و کارمندان ایجاد خواهد شد. هیچ دلیلی برای درگیری وجود نخواهد داشت و روابط صمیمانه هر دو طرف فضای سالم را ایجاد می کند. بنابراین انگیزه در بین کارکنان منجر به ایجاد روابط بهتر صنعتی خواهد شد.
5. قابل قبول بودن برای تغییر:
تغییر اوضاع اجتماعی و صنعتی نیاز به تغییر و بهبود در کار بنگاه ها دارد. نیاز به معرفی روشهای جدید و بهتر کار هر از گاهی وجود خواهد داشت. به طور کلی ، کارمندان از ترس تأثیر سو an بر اشتغال خود ، در برابر تغییرات مقاومت می کنند. وقتی فرصتهای مختلف توسعه به کارمندان داده می شود ، آنها می توانند به راحتی با شرایط جدید سازگار شوند. آنها به جنبه مثبت تغییرات جدید فکر خواهند کرد و با مدیریت همکاری خواهند کرد. انگیزه پذیرش تغییرات جدید توسط کارمندان را تضمین می کند.
6. محیط کار حمایتی ایجاد می کند:
وقتی نیازهای کارمندان برآورده شود و آنها به درستی شناخته شوند ، در آن صورت نگرش مثبتی نسبت به کار خواهند داشت. روابط بین مافوق و زیردستان صمیمانه خواهد بود و محیط کار بهبود خواهد یافت. انگیزه به بهبود همکاری و هماهنگی در سازمان کمک می کند و کارکنان در یک کار گروهی کار می کنند.
7. در تغییر نگرش کارکنان مفید است:
در صورت عدم انگیزه ، کارمندان کار را به روال عادی انجام می دهند و به فکر انجام بهترین کار خود نیستند. انگیزه در تغییر نگرش کارکنان از منفی به مثبت کمک خواهد کرد. کارمندان با انگیزه از منابع تجاری به درستی استفاده می کنند و عملکرد آنها را بهبود می بخشند.
اهمیت انگیزه - در یک سازمان
اهمیت شماره 1. کارآیی کار را بهبود می بخشد:
انگیزه بر سطح عملکرد کارکنان تأثیر می گذارد ، که نه تنها به توانایی های فرد بلکه به تمایل وی برای دستیابی به سطح بالایی از عملکرد بستگی دارد. انگیزه فاصله بین توانایی کار و تمایل به کار را پر می کند. بنابراین ، منجر به افزایش بهره وری ، کاهش هزینه های عملیات و کارایی کلی به نظر می رسد.
اهمیت شماره 2. مجموعه ها در حرکت عملکرد افراد:
در هر سازمانی منابع فیزیکی ، مالی و انسانی وجود دارد. استفاده از منابع جسمی و مالی به توانایی و غیرت افراد در کار بستگی دارد. انگیزه ، منابع انسانی را عملی می کند. ایجاد انگیزه قدرت کار در بین کارمندان را به همراه خواهد داشت و مدیریت را قادر می سازد تا از بهترین منابع به بهترین شکل ممکن استفاده کند.
اهمیت شماره 3. دستیابی به اهداف سازمانی را تضمین می کند:
مدیریت می تواند با ایجاد انگیزه در زیردستان برای انجام بیشتر وظایف محوله به اهداف مثر برسد. اگر افراد انگیزه نداشته باشند ، با برنامه ریزی ، سازماندهی و كاركرد كاركنان نمی توان هیچ هدفی را ارائه داد. با تأمین نیازهای فردی از طریق یک سیستم یا پاداش رضایت بخش ، مدیریت می تواند همکاری زیردستان را برای تحقق اهداف سازمانی تضمین کند.
اهمیت شماره 4. در ایجاد روابط دوستانه و حمایتی کمک می کند:
انگیزه رضایت کارمندان را از طریق کمک مالی یا پاداش ، شناخت کار خوب و فرصت های تبلیغاتی به ارمغان می آورد. از این رو ، به روابط صمیمانه و دوستانه بین کارفرما و کارمندان منجر می شود. اختلافات صنعتی کاهش می یابد و روحیه بالایی وجود دارد. انگیزه موثر به مدیریت کمک می کند تا مقاومت در برابر تغییر را بدست آورد. کارمندان با انگیزه از همه تغییراتی که به نفع سازمانی است پشتیبانی می کنند زیرا پیشرفت خود را با رونق شرکت شناسایی می کنند.
اهمیت شماره 5. انگیزه منجر به ثبات در نیروی کار می شود:
انگیزه اعتماد به نفس را در بین زیردستان ایجاد می کند ، عملکرد کار را بهبود می بخشد ، وفاداری آنها را تأمین می کند و غیبت و گردش کار را کاهش می دهد. باعث بهبود وجهه سازمان و در نتیجه جذب افراد شایسته در سازمان می شود.
اهمیت شماره 6. پذیرش تغییرات سازمانی:
سازمانها در جامعه ایجاد می شوند. به دلیل تغییرات در جامعه ، تغییر در فناوری ، سیستم ارزشی و غیره سازمان برای کنار آمدن با نیاز زمان مجبور است خود را با این تغییرات وفق دهد. وقتی این تغییرات در سازمان وارد می شود ، تمایل به مقاومت در برابر این تغییرات توسط کارمندان وجود دارد. با این حال ، اگر انگیزه مناسبی داشته باشند ، این تغییرات را می پذیرند ، معرفی می کنند و سازمان را در مسیر درست پیشرفت قرار می دهند.