شناسایی زخم های عاطفی که به ازدواج وارد می کنیم
نمی توانستم چشمانم را از اعداد درخشان ساعت کنار تختم پاره کنم - 1:23 ، 1:24 ، 2:08 ، 3:12. تلفن همراهم را گرفتم ، دو عدد را به شماره گیری سریع زدم و گوش دادم. دوباره پیام صوتی شوهرم ، “سلام ، این برایان است. پیامی بگذارید ، و من در اسرع وقت به شما پاسخ خواهم داد.”
پیام دیگری گذاشتم. “لطفا با من تماس بگیر. کجایی؟” پیام های من هرچه شب بیشتر می شد بیشتر عصبانی می شدند. من از تلاش برای پوشاندن ترس خود به ابراز تحریک به وحشت کامل رسیده ام. کجا بود؟ افکار و تصاویر ممنوع ، ذهنم را زیر و رو کرد. او با یک زن دیگر است. من می دانستم که این ازدواج برای درست بودن خیلی خوب است. فکر کردم می توانم به او اعتماد کنم اما آیا واقعاً می توانم به کسی اعتماد کنم؟
ترس از بدترین حالت
من و برایان فقط یک سال ازدواج کرده بودیم که اواخر شب از هم جدا شدیم. او مرتباً مسافرت می کرد و تا آن عصر ، هرگز نگران نبودم. ما همیشه قبل از خواب با تلفن صحبت و دعا می کردیم. آن شب فرقی نکرده بود. به همین مناسبت ، من نیم ساعت بعد تماس گرفتم تا چیزی را که فراموش کرده ام به او بگویم به اشتراک بگذارم - و او برداشت نکرد. به جای فرض بهترین - اینکه او تلفن خود را خاموش کرد ، به خواب رفت یا به سادگی آن را نشنید - من به بدترین نتیجه ممکن رسیدم.
صبح ، وقتی برایان پیام های من را دریافت کرد و تماس گرفت ، واقعاً گیج شده بود. تلفن او در اتاق دیگری شارژ شده بود. او خوابیده بود. چرا اینقدر ناراحت شدم؟
من باید همین سوال را از خودم می پرسیدم و آن وقت بود که فهمیدم چه مقدار از بار احساسی قدیمی ام را در ازدواجم حمل کرده ام.
زخم های رابطه قبلی
چمدان خیانت: قبلاً صدمه دیده ام. در رابطه قبل از ازدواجم ، وقتی برای شخص دیگری کنار گذاشته شدم ، بسیار خراب شده بودم. من هرگز با آن درد مقابله نکردم برای تنظیم این چمدان و تأکید مجدد بر این که برایان کسی نبود که به من صدمه زده بود ، اراده لازم بود. من حقیقت را برداشتم و به کار گرفتم: برایان یک همسر خداپسند است که در برابر من وفادار خواهد ماند. وقتی نگرانی به وجود آمد ، آن واقعیت را تکرار کردم.
چمدان کنترل: می خواستم اطمینان حاصل کنم که دیگر هرگز صدمه نخواهم دید. جایی در داخل ، من باور داشتم که اگر اتفاقات بدی را که می تواند رخ دهد پیش بینی کنم ، می توانم قلب خود را پیش از درد محافظت کنم. من بدترین را تصور کردم ، و سپس تصور کردم که خودم آن را اداره می کنم. اما این افکار ترسناک به زندانی تبدیل شد که ذهن مرا عذاب می داد.
نگاه به خدا
تهيه چمدان سخت بود ، اما در جاي آن ايمان بيشتري به خدای حاكم گرفتم. می توانستم به گذشته خود نگاه کنم و ببینم که خداوند در هر سختی از من مراقبت کرده است. او شادی و هدایای غیرمنتظره ای آورده بود ، یکی از آنها شوهر وفادار من بود. من باید کنترل را جایگزین ایمان می کردم. بله ، در برهه ای از ازدواجم صدمه می بینم. در برخی از مواقع ، برایان به هم ریخت. من بهم می ریزم اما با تکیه بر ایمان ، هر دوی ما اصلاح و راحتی را در خداوند پیدا خواهیم کرد.
چمدان ترس: “عشق … همیشه اعتماد دارد” (اول قرنتیان 13: 6-7). “عشق کامل ترس را از بین می برد” (اول یوحنا 4:18). این ابیات در گوشم پیچید. اگر شوهرم را واقعاً دوست داشتم ، مجبور بودم چمدانم را از ترس بردارم و اعتماد را جایگزین آن کنم. انتخاب من؛ تصمیم من حتی وقتی اضطراب قلبم را به تپش می انداخت ، به معنای واقعی کلمه با خودم صحبت می کردم تا حقیقت را بپذیرم. من برایان را دوست دارم. من تماس گرفته ام تا به او اعتماد کنم بقیه به خدا بستگی دارد.
امروز دریافتم که اعتماد بسیار راحت تر حاصل می شود. من به وفاداری برایان و کار خدا در ازدواج ما آرام می گیرم. خوشحالم که چمدان خیانت ، کنترل و ترس را برداشته و حقیقت ، ایمان و عشق را جایگزین آنها کرده ام - این سفر زناشویی را بسیار سبک تر و خواب من را بسیار شیرین تر می کند.
- السا کوک کلوپی
* * *
برخورد با چمدان
به راحتی می توان گفت که همه قفل مخصوص پا دارند که با مجموعه ای از “چمدان” پر شده است. این خاطرات رنگ آمیزی احساسی در طول زندگی شما ذخیره می شود. برخی از آنها تصورات مثبتی هستند که بیشترین تصویر از خود را تشکیل می دهند. دیگران نمایانگر تجربیات دردناکی هستند که به سیستم دفاع شخصی شما کمک می کنند. آنها تمایل دارند فیلترهایی را تشکیل دهند که از طریق آنها رویدادهای زندگی تفسیر می شوند (یا متأسفانه ، سو تعبیر می شوند).
روند تخلیه قفل ممکن است یک چالش و ناراحت کننده باشد. از این گذشته ، وسایل درون شما طی یک عمر تشکیل شده است.
چمدان خود را شناسایی کنید
ابتدا چمدان خود را شناسایی کنید. آیا موقعیت ها یا شخصیت هایی وجود دارد که احساس می کنید بیش از حد نسبت به آنها واکنش نشان می دهید؟ شاید وقتی احساس انتقاد یا طرد شدن می کنید در مقابل همسرتان منفجر شوید. اگر واکنش شما شدیدتر از شرایطی است که احتیاج دارد ، احتمالاً پاسخی به آسیب های گذشته است.
آیا خاطره ای از توهین های بخشیده نشده دارید که هر از گاهی با گفتن همسرتان برخی موارد دوباره برمی خیزد؟ بسیاری از زوجین خود را در حال تکرار الگوی مخرب اتهامات و ضد حمله های مربوط به برخی از وقایع باستانی می دانند. زبان حاوی “شما همیشه” یا “شما هرگز” باید شما را به چمدانی که مانع حل تعارض است ، برساند.
همچنین ممکن است چمدانی از طرف خانواده به شما داده شود. به احتمال زیاد شما با شخصی ازدواج کرده اید که چند ویژگی آزار دهنده از یکی از والدین شما دارد. این فکر که شما دقیقاً مثل مادرم هستید احتمالاً به برخی از ویژگی های مورد استقبال اشاره نمی کند.
با همسرتان صحبت کنید
پس از شناسایی چمدان ، باید همسرتان را در قاشق بگذارید. یک جدول زمانی از وقایع دردناک در رابطه با چمدان خود ایجاد کنید و آنها را با همسرتان صحبت کنید. هدف شنیدن درک یکدیگر از یک رویداد است. ممکن است هرگز درمورد آنچه اتفاق افتاده موافقت نکنید ، اما درک تفسیر دیگری ممکن است شما را از تأثیر منفی خارج کند.
بارگیری زود هنگام چمدان بسیار راحت تر از حمل آن برای چند روز ، ماه یا سال است که اجازه می دهد تا ازدواج شما سنگین شود.