چگونه در هر زمانی انگیزه داشته باشیم؟ | سری اول
آخرین باری که چیزی را خیلی بد خواسته اید کی بوده است؟ آیا می توانید به این فکر کنید که چه چیزی شما را به سمت خواستن این خواسته سوق داد؟ و اگر سرانجام به آن دست یافتید ، انگیزه های شما در پس آن چیست؟
وقتی نوبت به تعقیب چیزی است که می خواهید ، خواه یک کار رویایی باشد ، اتومبیل یا خانه ای که می خواستید صاحب آن شوید یا حتی عشق زندگی شما ، نیروهای زیادی وجود دارند که شما را به سمت آن میل می کشانند. در خط حافظه قدم بزنید و به آخرین باری که دنبال چیزی بودید که سرانجام بدست آوردید فکر کنید و به آنچه در آن گذراندید فکر کنید. چه چیزی شما را مجبور به دریافت آن کرد؟
نیروی پشت خواسته های شما چیست؟
احتمال این است که اگر بخواهید به سفر خود برای رسیدن به آن دستاورد نگاه کنید ، می فهمید که هدف اصلی شما داشتن هدف خاصی است. این مهمترین عامل محرکی است که به شما امکان می دهد انگیزه کار سخت را پیدا کنید ، یا راه حلها و راههایی برای رسیدن به خواسته نهایی خود پیدا کنید.
داشتن یک هدف یا هدف مهم است ، زیرا هنگامی که این هدف معنادار را داشته باشید ، نیرویی ایجاد می شود که یا شما را به جلو سوق می دهد یا شما را به سمت خود می کشاند. این فشار و کشش نیروی محرکه اساسی در پشت هر نوع انگیزه ای است. انگیزه را می توان به دو نوع تقسیم کرد: انگیزه ذاتی و بیرونی. درک این دو نوع انگیزه به شما امکان کنترل بیشتر انگیزه خود را می دهد.
انگیزه بیرونی چیست؟
ابتدا نگاهی به انگیزه بیرونی می اندازیم. این امر زمانی اتفاق می افتد که ما برای بدست آوردن پاداش یا اجتناب از مجازات ، انگیزه انجام عملی یا مشارکت در فعالیتی را داشته باشیم. نمونه هایی از این نوع انگیزه ها شامل اضافه کاری در یک پروژه است زیرا شما به نوعی تصویب رئیس خود را می خواهید یا رسیدن به موقع کار برای جلوگیری از توبیخ رئیس شما. یک محرک خارجی نیز می تواند در یک مسابقه برای برنده شدن جایزه یا جایزه نقدی شرکت کند.
در هر یک از این مثال ها ، انگیزه این رفتار تمایل به کسب پاداش یا جلوگیری از نتیجه نامطلوب است. معمولاً این است که افراد رفتاری را انجام نمی دهند که از این کار لذت می برند یا آن را راضی کننده می دانند ، بلکه در ازای آن چیزی می گیرند یا از چیزی ناخوشایند جلوگیری می کنند. این نوع انگیزه ها به دلیل یک عامل خارجی است.
انگیزه درونی چیست؟
از طرف دیگر ، انگیزه ذاتی درگیر شدن در رفتاری است زیرا شخصاً پاداش آور است. بنابراین ، در این حالت ، شما در حال حاضر فعالیتی را به خاطر خود انجام می دهید تا اینکه بخواهید پاداش یا فاکتور خارجی داشته باشید. بنابراین این می تواند مایل به پخش آهنگ های مورد علاقه خود با گیتار یا تماشای یک کمدی در سینما باشد.
این رفتارها ناشی از میل درونی است. به عبارت دیگر ، رفتار خود پاداش است و نیازی نیست که توسط یک منبع خارجی تأمین شود. انگیزه ذاتی وقتی اتفاق می افتد که بدون هیچ پاداش آشکار بیرونی عمل کنیم. ما به سادگی از یک فعالیت لذت می بریم یا آن را فرصتی برای کشف ، یادگیری و به فعلیت رساندن پتانسیل های خود می دانیم.
آخرین بار کی بود که به سادگی برای لذت بردن از فعالیت خود کاری انجام دادید؟
چه تفاوتی بین انگیزه ذاتی و بیرونی وجود دارد؟
تفاوت اصلی بین انگیزش بیرونی و ذاتی این است که انگیزه بیرونی به پاداش یا مجازات خارجی متکی است ، در حالی که انگیزه ذاتی به خود رفتار پاداش می دهد. اگر اکنون برگردید و به آرزوها یا دستاوردهایی که در گذشته داشته اید فکر کنید ، انگیزه های بیرونی یا ذاتی آنها بوده است؟
دلیل اینکه بسیاری نتوانند درایو پایدار را پیدا کنند این است که اعتماد زیادی به انگیزه خارجی دارند. اگر می خواهید انگیزه طولانی مدت و پایداری داشته باشید ، واقعاً به انگیزه بیشتری نیاز دارید تا توسط انگیزه ذاتی هدایت شود. چرا؟
پاسخ ساده است. انگیزه بیرونی به جوایز یا مجازاتهای خارجی متکی است. با از بین رفتن این پاداش یا مجازات ، این منبع انگیزه از بین می رود. همچنین ، جوایز یا مجازات های خارجی همیشه محدود هستند و شما معمولاً آنها را کنترل نمی کنید.
از طرف دیگر ، با انگیزه ذاتی - خود فعالیت قبلاً جایزه دارد. بنابراین اگر “به طور صحیح” پرورش یابد ، تأمین “سوخت انگیزشی” آن می تواند نامحدود باشد.